close
تبلیغات در اینترنت
خلاصه آخرین قسمت سریال عمارت سراب

خلاصه آخرین قسمت سریال عمارت سراب

آخرین قسمت سریال عمارت سراب,خلاصه داستان سریال عمارت سراب,داستان آخرین قسمت سریال عمارت سراب,سریال عمارت سراب,عکس سریال عمارت سراب,

خلاصه داستان قسمت آخر سریال عمارت سراب در آخرین قسمت سریال عمارت سراب مظفر میمیره و داداش گلی هم اعدام میشه. کمال و گلی با هم عروسی میکنند ولی شب عروسی یک عده از روستاییان به دستور هالیده برای انتقام از گلی برای مرگ برادرش مظفر به مزرعه حمله میکنند و مزرعه را به آتش میکشند.   …

نقشه سایت

خانه
خوراک

امروز یکشنبه 01 بهمن 1396 شما در تهران فان هستید سخنان ارزشمند: در زندگی منتظر معجزه نباش ، خودت معجزه ی زندگیت باش

جمهوری اسلامی ایران

تبلیغات

خلاصه آخرین قسمت سریال عمارت سراب

خلاصه داستان قسمت آخر سریال عمارت سراب

در آخرین قسمت سریال عمارت سراب مظفر میمیره و داداش گلی هم اعدام میشه. کمال و گلی با هم عروسی میکنند ولی شب عروسی یک عده از روستاییان به دستور هالیده برای انتقام از گلی برای مرگ برادرش مظفر به مزرعه حمله میکنند و مزرعه را به آتش میکشند. 

http://rozup.ir/up/s1upload/pic3/Last-Sarab-031.jpg

  عکسی از سریال عمارت سراب:

پسر گلی تو اتاق خواب خوابیده. آقا یاسین به مجلس عروسی گلی و کمال میره و به گلی میگه که مزرعه آتش گرفته گلی و کمال با عجله به سمت مزرعه میرن کمال هم میره توی خونه که بچه ی گلی رو نجات بده ولی سقف میریزه روی سرش و رمضون میره و پسر گلی رو نجات میده و کمال رو هم به بیمارستان میبرن ولی کمال توی بیمارستان میمیره. به هالیده هم خبر مرگ کمال میرسه و هالیده خیلی گریه میکنه و تصمیم میگریه که از شهر خارج بشه که پلیس ها قضیه رو نفهمند.پاکیزه هم از رمضون حامله است و بچه اش به دنیا می آید. گلی هم که میدونه مردن کمال و حمله روستاییان کاره هالیده است میره که انتقامش رو از هالیده بگیره مادر گلی و پاکیزه هم بهش میگن نرو ولی میره.مادر گلی هم میره به جمشیر میگه جمشیر هم میره دنبال گلی. همون موقع هالیده از شهر داره خارج میشه که گلی میاد روی هالیده اسلحه میکشه بهش میگه که چرا این کار رو کردی؟هالیده هم بهش میگه من نمیخواستم کمال رو بکشم بعدش گلی میگه این حرفا کمال رو به من برنمگیردونه. بعدش صدای شلیک میاد گلی پشت سرش رو نگاه میکنه میبینه که باباشه اون هالیده رو کشت.بعدشم پلیس میاد جمشیر رو دستگیر میکنه و میبرن. بعدش نشون میده که گلی داره داستان زندگی خودش رو برای یک کتاب نویس تعریف میکنه تا داستان زندگیش در سراسر دنیا بخش بشه.بعدش نشون میده گلی میاد سر قبر مادرش زهرا و براش گل میاره بعدشم میره سر قبر کمال و گریه میکنه. بعدش ۸ سال بعد رو نشون میده حالا گلیزار با آقا حافظ ازدواج کرده و با گلی دوست شده.بعدش نشون میده که جشن تولد ۸ سالگی بچه گلی همه به جشن تولد بچه گلی اومدن از جمله پاکیزه و همسرش رمضون با سه تا بچه. گلیزار و آقا حافظ هم با دو تا بچه میان به جشن تولد و بچه گلی شمع ها رو فوت میکنه که یک دفعه پیک میاد دم خونه گلی یک کتابه همون کتاب داستان زندگی گلی که الان چاپ شده بعدشم هم در کنار هم خوشحالن و می خندند و داستان به پایان میرسه.  


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

اطلاعیه

http://up.tehfun.ir/up/forumi/style/samandehi.jpg

جدید ترین مطالب

توضیحات

    دانلود فیلم با لینک مستقیم , دانلود فیلم دوبله فارسی , دانلود فیلم , دانلود رایگان فیلم , مدل لباس , اس ام اس جدید